روزنوشته های علیرضا سرگزی

فعلا دانشجوی پزشکی

برچسب HUMAN DIAGNOSIS PROJECT

Human Dx-2

پیشنوشت۱: این متن دومین قسمت Human Dx است که قسمت اول آن در اینجا قابل مشاهده است.

پروژه ی Human Dx پروژه ای بزرگ است که به عنوان اولین سیستم تشخیص باز بیماری ها راه اندازی شده است که بهترین گام را برای کمک به هر بیمار فراهم می کند.


با نگاه به تیم پشتیبانی این مجموعه اسم موسساتی مثل:

the World Health Organization, NASA Jet Propulsion Laboratory, Lawrence Livermore Labs, Lincoln Laboratory, Facebook, Amazon, McKinsey & Company, Goldman Sachs, the Blackstone Group, and IDEO

و موسسات علمی ای مثل

Oxford, Cambridge, Harvard, MIT, Stanford, Berkeley, Yale, Penn, Dartmouth, and Cornell

 به چشم می خورد، برای من تعجب و هیجانی رو به همراه داشت و این هیجان با خواندن این جمله خیلی بیشتر شد: جمع آوری هوش جمعی از پزشکان با استفاده از یادگیری ماشین (Machine learning) تا مراقبتی دقیق در دسترس و مقرون به صرفه برای همه ایجاد گردد.
به نظر من این جمله در کنار موسساتی که با این مجموعه همکاری می کنند خیلی حرف ها می تونه داشته باشه، از یادگیری ماشین چیزی نمی دونم ولی همین که غول های تکنولوژیک جهان در کنار غول های آموزشی جهان چنین همکاری بین رشته ای را ایجاد کردند نشان دهنده ی آینده ای است که برای هوش مصنوعی تصور می کنند که بتواند با یادگیری ماشین جایگزینی برای پزشکان جهت تشخیص بیماری ها فراهم کنند، با اینکه در حال حاضر چنین مسئله ای شاید دور از ذهن باشد ولی با دیدن این فایل پی دی اف هنگام وارد شدن به سایت نظرمان می تواند عوض شود، در این فایل به مقایسه ی تشخیص پزشکان و تشخیص کامپیوتر با آزمون های آماری پرداخته است، نکته ی جالب در این گزارش این هس که در ابتدای این فایل گفته که ما کارایی پزشکان و کامپیوتر را در تشخیص الکتروکاردیوگرام مقایسه کردیم و بین پزشکان و کامپیوتر یک gap اطلاعاتی مشاهده کردیم برای پر کردن این gap از symptom checkers که همون نرم افزار و سایت human dx هست استفاده کرده اند و موارد جالبِ دیگر.

ادامه ی این مطلب و توضیحات در مورد این پروژه رو در مطلبی دیگر ادامه خواهم داد 🙂

HUMAN DIAGNOSIS PROJECT-1

پیشنوشت1: در حال تلگرام گردی بودم که دیدم آقای دکتر امیر علی صحراب پور در گروه تفکر بالینی دانشکده پزشکی(دانشگاه علوم پزشکی تهران) سایتی رو معرفی کردند، وارد سایت شدم و نمیدونم که چند ساعت درگیره ویژگی های خوب این سایت بودم مثل کسی بودم که مدت ها دنبال شی ء گمشده ای است و ناگهان در عین ناباوری آن را پیدا می کنه، خیلی خوب بود به خصوص برای من که دنبال چنین فضای آموزشی می گشتم، به همین دلیل ترغیب شدم تا اینجا در مورد این سایت و ویژگی ها و قسمت های مختلفش صحبت کنم.

پیشنوشت2: در این سال ها پس از جست و جوی فراوان در مورد روش های یادگیری بهتر پزشکی به خصوص در بیمارستان از هر استادی که بهش میرسیدم سوال می کردم شاید همین خواستن من باعث شد که 2 سال قبل کلیه کتابهای تالیفی بیمارستان دکتر شریعتی تهران رو شخم بزنم، هیچ وقت حس لحظه ای که از بیمارستان با دو پلاستیک پر از کتاب پزشکی عالی خارج شدم رو فراموش نمی کنم، همون موقع به این فکر کردم که چی شد من به این بیمارستان راه پیدا کردم، برای من عجیب بود، اون سال برای اولین بار در المپیاد وزارت بهداشت حیطه ی فلسفه پزشکی اضافه شد، من و دوستم که کمی علاقه به فلسفه داشتیم توی آزمون درون دانشگاهی شرکت کردیم و به عنوان نفرات اول و دوم در دانشگاه برای حیطه ی فلسفه ی پزشکی انتخاب شدیم. حالا که حرف به اینجا رسید یه توضیحی در مورد EDC دانشگاهمون میدم، اسمش هست مرکز مطالعات و توسعه آموزش پزشکی، این مرکز یکی از مهم ترین اولویت هاش توسعه آموزش پزشکی برای دانشجویانِ، به اعتقاد من هر چیزی که داخل یک دانشگاه وجود داره برای دانشجو هست چون همه ی اینها برای دانشجویان ایجاد شدند و وظیفه ای غیر از این ندارند، اون زمان مدیریت مرکز EDC دانشگاهمون فردی بود که حداقل هایی رو در زمینه ی آموزش پزشکی داشت، مهم ترین ویژگی این فرد این بود که می دونست که چه چیزهای نمی دونه و حداقل به دانشجو کمک می کرد نه اینکه سد راهش بشه، من با یه تعداد از دوستای فعالم اومیدیم یه کمیته داخل EDC تشکیل دادیم و چون توانمندی دوستانم خیلی خیلی زیاد بود در مدت 2 ماه کارگاه هایی رو برگزار کردند که از دانشگاه های دیگه مثل دانشگاه علوم پزشکی زاهدان هم شرکت کردند و به قدری دوستام با مبرنامه ریزی این کارها رو انجام دادند که هیچ کس باورشون نمی شد در همین بازه زمانی ناگهان اسم EDC دانشگاهمون بزرگ شد، به قول دوستام یهو ما رئیس EDC رو بزرگش کردیم و تا دیروز که هیچ فردی EDC رو نمشناخت دیگه شناخت، توی همین بهبوحه بود که خبر رسید رئیس EDC رو عوض کردند! آخه چرا؟ رفتیم با دوستان خدمت ایشون، زیاد توضیح ندادن و فقط گفتن که بعضی ها فکر کردن EDC چه قله بزرگی هس بریم که فتحش کنیم، جالب این بود که فردی رو جایگزین کرده بودن که اندازه یه دانشجو هم از آموزش پزشکی سر در نمی آ<رد، رشتش نبود، اصلا هیئت علمی شدن این فرد توی هاله ای از ابهام بوده، فردی که انقدر رشته ی تحصیلیش غیرمرتبط بوده که نمی تونستن بهش 2 واحد درس بِدَن، انقدر ناراحت شدیم و از همون روز گروهم رو بداشتم و رفتیم یه جای دیگه مستقل برای خودمون شروع به کار کردیم که تا همین الان برترین انجمن علمی دانشجویی رو در منطقه جنوب شرق داریم، بگذریم برگردم به ادامه ی  پیشنوشت
به دلیل جدید بودن حیطه فلسفه پزشکی و رعایت عدالت آموزشی ( در ظاهر ) معاونت آموزشی وزارت بهداشت چند کارگاه آموزشی فلسفه ی پزشکی برای همه دانشجویان برتر دانشگاه های سراسر کشور برگزار کرد، در این کارگاه ها من با اقای دکتر اکبر سلطانی آشنا شدم که مدرس قسمت تفکر نقاد کارگاه بود، به قدری بعد از دیدن ایشون به وجد اومدم که نمی دونم چی شد که آخرین روزی که تهران بودم از بیمارستان شریعتی سر در آوردم و به اون کتاب های خوب رسیدم، فکر کنم زیاد نوشتم، معرفی سایت  HUMAN Dx رو به مطلب بعدی موکول می کنم.

spliter2