استاژر بخش اطفال بودم، روتیشن عفونی از سخت ترین و شلوغ ترین روتیشن های بخش اطفالمون بود، همه از این روتیشن ترس داشتند، تازه روتیشن عفونی شروع شده بود، روز اول حدود ۱۵ مریض داشتم، که باید شرح حال و نوت روزانه براشون می گذاشتم، آزمایشات جدید رو استخراج می کردم و تمام اقدامات تشخیصی دیگر مریض ها رو هم پیگیری می کردم، به هر بدبختی دست پا شکسته راند روز اول تموم شد.

نگران روزهای بعد بودم، می‌گن نیاز مادر اختراع‌ِ، نشستم با خودم فکر کردم، من یه چیزی اینجا کم دارم، یه دفترچه ای می خوام که همه ی اطلاعات مریض ها رو داخلش داشته باشم و همیشه در دسترس که اگر یه روزی استاد در مورد آزمایشات قدیمی مریض پرسید به مِن مِن نیوفتم، همچنین نکاتی رو که بالاس سر هر مریض گفته میشه رو هم بتونم بنویسم و دفترچه ای که این ویژگی ها رو داشته باشه طراحی کردم و مهمترین آپشنش این بود: تو جیب روپوش جا میشه!

این دفترچه به قدری کاربردی بود که کم کم به سایر بچه ها هم سرایت کرد و همه یکی از این دفترچه ها داشتن و این دفترچه سینه به سینه به بقیه گروه ها منتقل شد و همه انتشارات(پاپیروس) که می رفتن می گفتن یه دونه ازون دفترچه های علیرضا برامون بزن 🙂

اواخر روتیشن عفونی اطفال بودم در مسیر بین بخش ها با استاد تنها شدم، استادی که خیلی سخت گیر بود و تا اون روز اصلا توجهی بهم نداشت، رو کرد بهم و گفت: جهان سوم جاییه که اگر از کسی جلوی بقیه تعریف کنی بهش حسادت می کنند و مانع پیشرفتش میشن!

پی نوشت: فایل پی دی اف این دفترچه رو اینجا میگذارم، شاید به درد کسی خورد.

my case file

پینوشت ۲: این دفترچه خیلی ناقصه و می‌شه موارد زیادی رو بهش اضافه کرد؛ اگر انتقاد و پیشنهادی در مورد این دفترچه دارید همینجا کامنت بذارید تا اعمال کنم.