یکی از بهترین آهنگ هایی که در این مدت شنیدم، آهنگ می ایستاد علی اعتماد با شعر  کاظم بهمنی بود، متن این آهنگ بسیار زیبا است و خیلی حال خوب بهم داد، این حال خوب رو با شما به اشتراک می گذارم. گوش کنید و لذت ببرید، متن این آهنگ را هم در ادامه برایتان می نویسم.

رفته از نظر بر دلم بمان گرچه بسته ای دل به دیگران
دردا پر ابرم پر رگبار جدایی باران به سرم ریخته آوار جدایی

داشت در یک عصر پاییزی زمان می ایستاد
داشت باران در مسیر ناودان می ایستاد

با لبی که کاربرد اصلیش بوسیدن است
چای مینوشید و قلب استکان می ایستاد! 

در حیاط خانه گل ها محو عطرش میشدند
ابر بالای سرش در آسمان می ایستاد

موقع رفتن که میشد طاقت دوری نبود
جسممان میرفت اما روحمان می ایستاد

رفته از نظر بر دلم بمان گرچه بسته ای دل به دیگران
رفته از نظر بر دلم بمان گرچه بسته ای دل به دیگران

از حساب عمر کم کردیم خود را بعد ما ساعت آن کافه یک شب در میان می ایستاد
قانعش کردند باید رفت با صدها دلیل باز با این حال میگفتم بمان می ایستاد
ساربان آهسته ران که آرام جانم میرود نه چرا آهسته باید ساربان می ایستاد
باید از ما باز خوشبختی سفارش میگرفت باید اصلا در همان کافه زمان می ایستاد