روزنوشته های علیرضا سرگزی

فعلا دانشجوی پزشکی

برچسب نیواینترن

یادگیری مبتنی بر بیمار

 

Case based learning : CBL

یادگیری مبتنی بر مورد(بیمار) ، یکی از روش های یادگیری است که در پزشکی به صورت وسیع از آن استفاده می کنند. در این رویکرد به جای اینکه مطالب علمی را به صورت یکجا بیاموزید، هر مطلب علمی را بر بالین بیمار و کیس به کیس می آموزید. این روش به یادگیری و دانش قبلی وابسته است و در دوره انترنی موثرتره.

با یک مثال این روش رو توضیح میدم: انترن داخلی هستی، از اورژانس تماس می گیرن، میگن مریض داری، وارد اورژانس میشی، پرونده ی مریض رو میگیری میری بالای سر مریض، شرح حال میگیری، معاینه می کنی، یک سری تشخیص افتراقی توی ذهنت میاد، ولی یکیش خیلی بولد تره: COPD exacerbation
یه اوردر میگذاری، به استادت زنگ میزنی و شرح حال رو میدی و اوردری رو که گذاشتی باهاش چک می کنی، مواردی رو که از قلم انداختی اضافه می کنی و پرونده رو تحویل پرستارها میدی و همزمان خلاصه ای از بیمارت رو در دفترچه ی مخصوص ( قبلا اینجا در موردش صحبت کردم) می نویسی، تایم خالی پیدا شد در Up to Date در مورد بیماری سرچ می کنی، از درمان شروع می کنی  به ترتیب گزینه های درمانی، اقدامات تشخیصی، نتایج آزمایشگاهی، شرح حال و معاینه بالینی رو  با این بیمار بررسی می کنی و خلاصه ای از آن ها رو در قسمت آنچه آموختم دفترچه وارد می کنی و تا زمان ترخیص بیمار روند درمانش (جواب آزمایشات، داروهای تجویزی و سایر اقدامات) رو پیگیری می کنی و در پایان بخش شما دفترچه ای داری پر از کیس بالینی مختلف.

به نظرم مهم ترین نقطه ی قوت این روش یادگیری افزایش توانایی تفکر انتقادی و استدلال بالینی است؛ تو عمدا سرعت یادگیری رو کند می کنی؛ روند بیمار و بیماری را در بالین بیمار از شرح‌حال گرفته تا دارودرمانی؛ با آنچه در text book آمده تطبیق می‌دی و تجربه ی کسب شده رو مورد نقد و اصلاح قرار می دهی؛ حتی شاید نکته ای که استاد مدنظر قرار نداده باشه رو هم پیدا کنی و برای تو سوال بشه که چرا استاد این کار رو نکرد و روز بعد از استادت بپرسی و اونجا باشه که استادت بهت نکته ای رو گوش‌زد کنه که هیچ جایی نخوندی!!
همچنین این روش باعث افزایش احساس اعتماد به نفس در مدیریت بیماران را به دنبال دارد و باعث میشه دانشجوی بی تجربه ی ما به سمت یک فرد Expert  حرکت کنه.

یکی از نقاط قوت دیگر ای روش اینِ که حس های مختلف رو با روند یادگیری درگیر می کنه، شما با بیمار دوست می‌شی، به اسم همدیگر را صدا می زنین، بیمار داستان زندگی خودش رو برای شما تعریف می کنه، حس همدلی شما با بیمار بیشتر می شه ( و من چه می دانم همدلی چیست؟!) با بدتر شدن حال بیمارت ناراحت می‌شی، غصه می خوری، با بهبود بیمارت خوشحال می‌شی؛ و درگیر شدن این همه حس، باعث می‌شه اون بیمار با همون مشخصات؛ و بیماری حتی با جزئیاتش در ذهنت شکل بگیره و به سختی فراموش بشه، در آینده هروقت بیماری با چنین علائمی دیدی سریع به یاد اون مریضت می افتی و به دنبالش بقیه اطلاعات بیماری خود به خود میاد!

دقت کردین بعضی از استادها در خلال درس دادن‌هاشون مدام از خاطرات بیمارانی که داشتن صحبت می کنن و برای هر disease یه patient توی ذهنشون هست که تداعی میشه و وقتی می خوان نکته ای رو متذکر بشن از بیمارانی که توی ذهنشون هست استفاده می کنند؛ وقتی به این اساتید نزدیک می‌شی میبینی که بیشتر یادگیریشون بر اساس case بوده!

 

 

 

تفسیر رادیوگرافی در اورژانس-معرفی کتاب

چندین بار تا حالا برام پیش اومده که عکس رادیوگرافی دست یا پای دوستان یا اقوام رو بهم نشون دادند و ازخواستند که ببنم شکستگی داره یا نه، بگذریم که اون مواقع چجوری سوال کننده رو دور میزدم ولی نیاز یک منبع آموزشی خوب و آکادمیک برای تفسیر اینجور عکس ها رو احساس می کردم. حتی وقتی که در دوران استاژری بخش ارتوپدی رو هم گذروندم به ما تفسیر عکس رادیوگرافی رو به صورت استاندارد آموزش ندادن، اونجا هم خودم بودم که میرفتم عکس های مختلف رو داخل اینترنت پیدا می کردم و یاد میگرفتم یا اینکه اتاق گچ گیری میرفتم، الحق که در اتاق گچ گیری خیلی یاد گرفتم یه منبع ناب از عکس های رادیولوژی بود منم از همشون عکس گرفتم و با کمک مسئولش که خیلی خوب آموزش می داد عکس ها رو تفسیر کردم و توی گوشیم ذخیره کردم.
باز هم منبع خوبی برای تفسیر استاندارد عکس رادیولوژی پیدا نکردم تا اینکه استاد ارتوپدی در جواب من که ازش پرسیدم، یه کتاب می خوام که خیلی خوب تفسیر عکس رادیولوژی رو توضیح داده باشه، کتاب زیر رو بهم معرفی کرد.

به نظرم کتاب تفسیر رادیوگرافی اندام و ستون فقرات در اورژانس یکی از بهترین کتاب هایی هست که به درد ما دانشجوهای پزشکی می خوره و  خلأ آموزشی در این زمینه رو پر می‌کنه. پیشنهاد می کنم اگر می خواهید اصول تفسیر رادیوگرافی رو استاندارد بیاموزید و مهارت تشخیص انواع شکستگی رو کسب کنید این کتاب رو حتما مطالعه کنید.

پینوشت: مدتی هست که کیس ها و نکات آموزشی که در بخش های مختلف بیمارستان می بینم رو در یک کانال تلگرامی جمع آوری می کنم، اگر علاقمند هستید می تونید از طریق آدرس زیر وارد این کانال بشید.

کانال تلگرامی یک اینترن

لینک خرید کتاب از انتشارات تیمورزاده

نیو اینترن

پیشنوشت: می خوام براتون از وضعیت یه دانشجوی پزشکی وسط آموزش پزشکی بدون متولی صحبت کنم.

روزهای پایانی شهریور پشت سر هم با دغدغه ی گروه بندی طی می شد، زمانی که خیلی از جوون ها منتظره رسیدن پاییز بودن، ما جوونا داشتیم به یکی از مهم ترین دروه های زندگییمون وارد می شدیم، میگم زندگی، اره زندگی ما با پزشکی گره خورده،
حس و حال یه نیو اینترن نگران رو داشتم و سوالات زیادی توی ذهنم چرخ می خورد، بعضی از سوالات که از ذهنم عبور می کرد ضربان قلبم بالا می رفت، سوالاتی بی پاسخ:

دوره ی اینترنی باید دقیقا چیکار کنم؟

چگونه برای مریض هایم order بنویسم؟
مریض بدحال داشتم چیکار کنم؟
دوز داروها رو بلد نیستم از چه منبعی بخونم؟
منبعی برای order نویسی هست؟
مریض اورژانسی داشتم اول چیکار کنم؟
مریض ها رو چه جوری ویزیت کنم؟
اگر همراه مریض ازم سوالی پرسید چجوری بهش جواب بدم؟
چجوری خبر بد رو به همراهیان بیمار بدم؟
اخلاق پزشکی این وسط چی میگه؟
چه اختیاراتی دارم؟
پرستارها تجربه ی زیادی دارن، اون وسط ضایع نشم؟
و انواع اقسام سوالات دیگر

یعنی آموزش پزشکی با این همه سابقه، راه حلی جلوی پای این اینترن بخت برگشته نذاشته بود.
۱۲ شب اول مهر یک هو بار مسئولیت رو روی دوشم احساس کردم، ما رو انداختن وسط دریا تا دست و پا بزنیم و خودمون یاد بگیریم، مرد بار بیاییم.
همون روزهای اول به یکی از دمِ دست ترین منابع آموزشی موجود در بیمارستان به اسم پیر اینترنها مراجعه کردم و با روشی مکتب خونه ای ازشون درخواست کمک کردم و آن ها پقدر خوب این دانش سینه به سینه رو به ما منتقل کردند، یه نگاه میندازم می بینم که بیشتر دانشجویان با همین دانش سینه به سینه فارغالتحصیل میشن، یعنی ما اینجوری مریض می بینیم!
اینجاست که کمبود یه مشاور، یه منبع مطالاتی خوب و جامع که مشکلات اینترن ها رو پوشش بده احساس می شد، پس از دانش اولداینترن های بیمارستان سراغ منابع دیگر موجود رفتم که تا حدودی به نتایجی رسیدم که زنده موندم ازش می نویسم.