روزنوشته های علیرضا سرگزی

فعلا دانشجوی پزشکی

برچسب معرفی کتاب

کلید را بزن، عاداتی ایجاد کنید

فصل ۹ کتاب کلید را بزن

همیشه و همه جا محیط به تنهایی نمی تونه باعث تغییر عادات ما بشه و نیاز به تغییر ذهن هم داریم مثلا برای یادگیری موسیقی یا زبان نیاز به تغییر ذهن داریم منظور از تغییر ذهن ایجاد عاداتی جدید در راستای رسیدن به هدف می تونه باشه،
سوالی پیش میاد، چجوری بتونیم یه عادت جدید در خومون ایچاد کنیم؟ یکی از راه حل ها ایجاد محرک عمل هست، محرک عمل یعنی چی؟
به عنوان مثال: “با خودم قرار میذارم هر روز صبح بعد از نماز صبح ۵ صفحه کتاب تفکر سریع و کند رو بخونم” در واقع با محرک عمل شما داری شرایط ذهنی فراهم می و یه چهارچوب و زنجیره ای از اتفاقات رو فراهم می کنی که وقتی در اون شرایط قرار گرفتی ناخودآگاه به سمت انجام اون عادت سوق داده بشی، محرک عمل عوامل حواس پرتی رو کاهش میده و در عادات سخت خیلی تاثیر گذارتره،  ۱۰۰ درصد نیست ولی تاثیرگذاره.
مجموعه عاداتی که تصمیم می گیریم که کسب کنیم باید در مسیر رسیدن به اهدافمون باشند و  ۲ ویژگی رو دارا باشند: ۱- باعث پیشرفت هدف شوند ۲- یادگیری آسانی داشته باشند. در آخر این فصل هم از فهرست امورلازم الاجرا یاد می کنه، این لیست شامل همه ی کارهایی هست که شما باید در طول روز انجام بدی، کارها باید اولویت بندی شوند، از فواید این فهرست میتونیم به آرامش خاطر، کاهش خطاهای بزرگ، درگیری ذهنی کمتر اشاره کرد.
به نظرم مهمتر از ایجاد عادت پایداری و تداوم عادت شکل گرفته اهمیت بسیار زیادی داره، به دنبال روش هایی برای تداوم بخشیدن به عادات بودم که به زنجیره عادت ساینفلد رسیدم که از یه کمدین به اسم جری ساینفلد الهام گرفته شده این کمدین پیشرفتش ثبات داشته و هر روزش بهتر از دیروزش بوده، در تکنیک ساینفلد مهم اینه که زنجیره شکسته نشه شما ۱۰ روز یه عادت رو انجام میدی روز ۱۱هم میگی حیفه که امروز انجام ندم این زنجیر چاره بشه و همینطور ادامه پیدا می کنه، در روزنوشت های حسن کشاورز عزیز هم به جمله ی جالبی از هاروکی موراکی در کتاب از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم اشاره کرده بود با این مضمون که

“استاد دونده ای که می پرسد آیا تا کنون شده  برای هر روز از خواب بیدار شدن و دویدن بی حوصله و کسل باشید و تمایلی به دویدن نداشته باشید و استاد جواب می دهد “تقریبا هر روز”. ولی مهم انتخاب ما است .”

پی نوشت: تصمیم گرفتم که یکسری عادت رو به صورت روزانه برای خودم نهادینه کنم، اجرا می کنم و اگر خدا خواست در مورد فوایدش مدت بعد می نویسم.

 

کتاب تفکر، سریع و کند

کتاب تفکر، سریع و کند چند روز قبل در متمم معرفی شد، این کتاب رو تهیه کردم و تصمیم گرفتم که در این مدت به مناسبت تعطیلات عید نوروز مطالعش کنم.
به نظرم خیلی جذاب میاد

پینوشت ۱: همیشه باز کردن یه بسته پستی یه حس و حاله خیلی قشنگ داشت که امروز بازم تجربه کردم.
پینوشت ۲: بعد از مدت حدود ۲۸ روز دوباره تونستم، بهتر بگم حوصلش پیدا شد یادم اومد که یه وبلاگی هم داشتم و یه چیزایی می نوشتم، دوباره برگشتم به نوشتن :دی

book_fast_slow

احساس را پیدا کنید(فصل پنجم کلید را بزن)

#هفته_پنجم
#فصل_پنجم
#احساس_را_پیدا_کنید
تاکید این فصل بر این هست که احساس فیل رو برانگیخته کنیم، خیلی توضیح میده و مثال در موردش زده.
گاهی اوقات براتون پیش اومده که یکی میاد یه جمله یا سوالی ازمون می پرسه و این سوال یا جمله چنان واقعیتی رو برای ما روشن می کنه که احساس می کنیم جایی که الان هستیم جای خوبی نیست و باید تکون بخورم و تغییر کنم (احساسمون درگیر میشه)
این فصل میگه باید اینجور حالتی رو برای خودمون یا دیگران ایجاد کنیم تا تغییر کنیم
در قسمتی دیگه از این فصل در مورد توهمات مثبت صحبت می کنه که نمی تونیم بهشون تکیه کنیم چون همیشه خودمون رو یه سر و گردن بالاتر از خود واقعی مون می بینیم و برای همینم هست که تغییر نمی کنیم چون میگیم من که خیلی خوبم(توهم مثبت) نیازی ندارم که تغییر کنم، تغییر برای دیگرانه که مشکلات زیادی دارن، اینجاست که دچار خطای محاسباتی میشیم و به جای حرکت درگیره سون خواهیم شد.

ببین احساس کن تغییر کن

spliter

اي كاش وقتی ٢٠ ساله بودم مي دانستم

يكي از كتاب هاي خوبی كه تا الان خوندم و پیشنهاد می کنم که مطالعش کنید.20-years-old
ديدِ خوبي به ادم ميده
به نظر من قرار نيست كه شما از نظر كمي كتاب هاي زيادي بخوني
مثل خيليا كه مي بيني n تا كتاب خونده ولي ميگي يكيش رو تعريف كن يا فلان كتاب در مورد چي بود خلاصش چي ميشه هيچي يادش نمياد زور ميزنه
مهم اينه كه يه كتاب بخوني و بعد از خوندنش بتوني زندگيت رو به دو بخش قبل و بعد از مطالعه اون كتاب تقسيم كني ( زندگي مردم پيش از برجام و پسا برجام)
شما بيا يه كتاب رو به قول يه دوست جرعه جرعه بخونش اين باعث ميشه مطالعه اون كتاب آگاهيت از زندگي  رو بيشتر كنه!
بيايين روزي يه صفحه كتاب بخونين ولي بفهمينش باهاش زندگي كنين!
#روزي يه صفحه زندگي

spliter2

کلید را بزن، قسمت سوم

#هفته_سوم
#فصل_سوم
#حرکات_مهم_را_بنویسید

مهم ترین نکته ای که در این فصل در موردش صحبت می کنه “فلج تصمیم گیری” هست، میگن هروقت گزینه های پیش روی ما برای تغییر زیاد باشه، انرژی زیادی بابت اونها صرف می کنیم و بیشتر تحلیل میریم، یه حسی بهمون دست میده که تو می خواهی این همه گزینه رو تغییر بدی، بعد به این نتیجه میرسیم که سنگین تر این هست که دست به کاری نزنیم و بشینیم؛ همین وضعیت موجود رو حفظ کنیم احساس راحت تر و پایدارتری داریم
این رو میگن فلج تصمیم گیری
پیشنهاد میکنه برای جلوگیری از این فلج گزینه هایی که داریم رو بالا پایین کنیم خیلی هاشون رو براساس یک معیار حذف کنیم، شفاف کنیم و در نهایت یکی از گزینه ها رو انتخاب کنیم.
در ضمن توصیه می کنه که حرکات بزرگ رو بنویسیم
به نظر من منظور از نوشتن حرکات بزرگ اینه که ما برای خودمون یه سری قوانین، معیار و چهارچوب تعیین کنیم و براین اساس وقتی در مقابل گزینه های زیادی قرار گرفتیم یه سری رو همون اول حذف کنیم و بقیه رو بتونیم غربال کنیم و بهتر تصمیم گیری کنیم
به عنوان مثال: وقتی که پزشکان برای خودشون یه قانون میذارن که در درمان بیماران تا می توانیم از اقدامات تهاجمی(جراحی) کمتر استفاده کنیم وقتی گزینه های درمان با داروی A، درمان با داروی B و جراحی را میبینند بدون صرف انرژی گزینه ی جراحی رو حذف می کنند و تمام تمرکز و انرژی خودشون رو برای انتخاب یکی از داروهای A و B میذارن در واقع دچار فلج تصمیم گیری نمیشن.
همین مثال رو میتونیم برای شرکت ها، ادارات، تیم ها، گروه های دانشجویی و از همه مهمتر برای خودمون بزنیم
بشینیم توی این یه هفته ای که تعطیلات زیادی داریم یک ساعت فکر کنیم دو تا قانون برای زندگی خودمون بنویسیم 😀
این جا هم بذارین شاید به بقیه کمک کرد

spliter2

یادداشت های یک پزشک جوان

bolkagof

کتاب یادداشت های یک پزشک جوان نوشته ی میخاییل بولگاکوف پزشکی است که در کنار حرفه ی خود به نوشتن نیز می پرداخته است و این کتاب یکی از مجموعه نوشته های اوست.

به نظرم این کتاب سختی هایی که یک پزشک می تواند در زندگی خود تجربه کند را بسیار زیبا توصیف می کند. وقتی کتاب را می خواندم تک تک لحظاتش جلوی چشمم تداعی می شد. سختی هایی که می کشی و فکر می کنی بدتریرین از این که نمی شود ولی می فهمی ازین بدتر هم می شود

اگر کسی می خواهد بفهمد بعد پزشک عمومی که می شود چه اتفاقی رخ می دهد این کتاب برایش مفید است. این کتاب روایت زندگی دانشجویی است که به تازگی این درسش را تمام کرده و با کلی امید و آرزو کار پزشکی را در روستایی دور افتاده شروع کرده است.

خیلی از ما تخیلات زیادی داریم که دوره پزشکی که تمام شود چقدر راحت می شوم و چه زندگی خوبی دست و پا می کنم، ولی واقعیت این است که روز به روز زندگی ما انسان ها سخت و سخت تر می شود و بعد ها از دوران دانشجویی به عنوان بهترین دوران زندگی خودموون یاد می کنیم؛ همین طوری که الان از دوران کودکی خودمون به عنوان بهترین دوران یاد می کنیم. همه چیز در این دنیا در حال تکراره همه ی اتفاقاتی که در حال حاضر برای ما رخ میده، ما رو ناراحت می کنه یا خوشحال می کنه در آینده هم رخ خواهد داد فقط در سطحی بزرگتر همین!

geometric-split3