پیشنوشت: محرک نوشتن این متن مطالعه ی مطلبی با عنوان کتاب The Meme Machine (ماشین مم)  از سایت شخصی طاهره خباری عزیز است؛ پس از مطالعه ی این مطلب مسیری رو طی کردم که نتیجه ی آن را به صورت خلاصه و صرفا برای ثبت تفکرات و تصمیم هایی که گرفتم اینجا می نویسم.

در یکی از کامنت های این مطلب شهرزاد عزیز لینک چند مطلب از روزنوشت های محمدرضا با موضوع پیچیدگی رو هم قید کرد، به آن ها هم سَری زدم، دیدم که محمد رضا اسم ۵ کتاب از ۱۱ کتابی را که تا الان رونویسی کرده را هم گفتِ؛ این کتاب ها را با اجازه ی محمدرضا اینجا می نویسم، نمی گم که قصد خواندنشون را دارم چرا که در چنین سطحی نیستم و کتاب های زیادی به زبان فارسی مانده تا بخوانم و از طرفی زبانم تعریف آنچنانی ندارد؛ پس صرفا برای آشنایی بیشتر اسامی این کتاب ها نوشته می شود.

ّFrom complexity to life, on the emergence of life and meaning

The Emergence of Complexity

The Emergence of everything, how the world became complex

Emergence – contemporary readings in philosophy and science

The Meme Machine

سوزان بلک مور نویسنده ای فریلنسر است که دغدغه های زیادی از ذهن، آگاهی و تکامل گرفته تا میم ها (+، +) دارد، از میان کتاب هایی که منتشر کرده کتاب “آگاهی” او به زبان فارسی ترجمه شده و از اینجا قابل خرید است.

این نویسنده مقالات زیادی هم در نشریه گاردین منتشر می کند که از اینجا می توانید پروفایل و مقالات منتشر شده ی آن را ببینید، عنوان آخرین مقاله ای که در تهیه ی آن نقش داشته جذاب است: “پنج فیلمی که به ما می آموزد مغز چگونه کار می کند؟” فیلمی که سوزان بلک مور در این مقاله معرفی می کند: Altered States است؛ در این فیلم یک دانشمند بر روی داروهای روانگردان برای کشف حالت های دیگر هوشیاری و تصورات ما از واقعیت آزمایشاتی انجام می دهد و به قولِ بلک مور قسمت جذاب این فیلم قسمت هایی است که حالت های تغییر یافته آگاهی را کنترل می کند. 

سوزان بلک مور علاوه بر کتاب ها و مقالاتش یک سخنرانی هم در TED با عنوان “مم ها و تد ها” دارد، سایت TED  موضوع این سخنرانی را اینگونه معرفی کرده است:

سوزان بلکمور مِم‌ها را مورد مطالعه قرار می‌دهد. مم [Meme] یعنی ایده‌هایی که خودشان را از یک مغز به مغز دیگر کپی می‌کنند، درست مثل یک ویروس. در همین راه او یک ادعای جسورانه جدید نیز مطرح می‌نماید: انسان نوع جدیدی از مم تولید کرده است؛ که تِم [Teme] نام دارد. تم خودش را بوسیلهٔ تکنولوژی پراکنده می‌سازد، و روش‌هایی را برای بقای خودش اختراع می‌کند.

در ویکی پدیا در مورد مم ها چنین توضیح می دهد: مم ها ایده ها، رفتارها یا روش هایی هستند که در یک فرهنگ از فردی به فرد دیگر گسترش می یابند، در واقع به مم ها ژن فرهنگ می گویند که به ارث می رسند و وسیله ی انتقال آن ما انسان ها هستیم کارِ اصلی ما انتقال ژن ها بوده ولی اکنون انتقال مم ها دارد اولویت بالاتری پیدا می کند، مثالی برای مم ها: دانش آموزی را در نظر بگیریرد که در حال یادگیری موسیقی سنتی است، این دانش آموز ابتدا در مجضر اساتید محتلف مشغول تقلید از آن ها  می شود، سال ها می گذرد، تقلید، تقلید و تقلید حال ممکن است این وسط در کنار تقلید اشتباهی هم رخ دهد که منجر به خلاقیت یا تغییر در این سبک موسیقایی شود و نوع جدیدی از موسیقی سنتی را ایجاد کند این سبک جدید(مم) توسط این استاد بزرگ ارائه می شود و افرادی به آن علاقه مند می شوند و شاگردیشان را می کنند و به آن ها منتقل می شود و همینطور به ارث می رسد.
مثال های دیگری از مم ها: زبان، آداب رسوم، شعر، مُد، لهجه، موسیقی و …؛ حافظ و سعدی در حالی که ژن های آن ها ناپدید شده اما مم های آن ها پراکنده شده است.

نوشته ای نیز در اینجا دیدم که ترجمه ای از فصل ۱۱ کتاب ژن خودخواه بود، جمله های زیر خیلی برایم جالب بود:

اگر دانشمندی از موضوع جالبی باخبر شود یا چیزی بخواند، آن را به همکاران و دانشجویان خود منتقل می‌کند. اگر آن موضوع مورد توجه قرار بگیرد، می‌گوییم خود را از مغزی دیگر به مغز دیگر منتشر کرده است.

مغز انسان و بدنی که در کنترل مغز است نمی‌تواند در آنِ واحد بیش از دو‌-سه کار انجام دهد. اگر قرار باشد میمی توجه مغز آدم را بیشتر جلب کند، باید از پس میم‌های رقیب برآید.

وقتی ما می‌میریم دو چیز از ما باقی می‌ماند: ژن و میم. ما ماشین‌هایی هستیم که برای انتقال ژن‌ها پدید آمده‌ایم ولی این جنبه بعد از سه نسل فراموش می‌شود. بچه یا نوه ممکن است شباهت‌هایی به ما داشته باشد اما با گذشت هر نسل، سهم ژنی ما نصف می‌شود و زیاد طول نمی‌کشد که سهم ما ناچیز شود. ولی اگر در فرهنگ جهان شریک شویم، اگر فکر خوبی داشته باشیم، آهنگی بسازیم یا غیره، شاید مدت‌ها بعد از محو شدن ژن‌هایمان در خزانه ژنی، این‌ها بدون تغییر باقی بمانند.