روزنوشته های علیرضا سرگزی

فعلا دانشجوی پزشکی

برچسب روح

در باب ناتوانی جسمی

در کتاب تسلی بخشی های فلسفه آلن دوباتن در یکی از فصول در مورد رابطه ی جسم و روح صحبت می کنه، خیلی صریح و واضح می گوید باید قبول کنیم همه ی انسان های حکیم و بزرگ هم با وجود بعد روحانی و شخصیتی بزرگ خود فعالیت هایی جسمانی مثل سایر انسان ها دارند و این حقیقت را باید پذیرفت که روح ما در اختیار جسم ماست، از فیلسوفی به اسم مونتنی یاد می کند که تصمیم گرفت تا تصور غلط “فیلسوفان فعالیت جسمانی انجام نمی دهند” را بشکند و کتابی در مورد جزئیات زندگی خود نوشت، این فیلسوف می پرسد چرا ما به راحتی می توانیم از کلماتی مثل قتل، جنگ، ظلم صحیت کنیم ولی از صحبت در مورد بعضی مسائل که به جسم ما مربوط می شوند شرم داریم، همچنین می گوید که باید با جسم و فعالیت های جسمانی خود کنار بیاییم و نمی توانیم جسم و روح خود را از هم جدا کنیم.

چون باد

عمر چه برق و باد می گذرد، همین دیروز بود، یک چَشم بر هم زدن، سال جدید را در کنار مزار عمویِ شهیدم با اعضای خانواده و مادربزرگم تحویل کردیم، چقدر آن خوشی ها و دورِ هم بودن ها زود گذشت، او رفت، راحت شد، ما ماندیم و غم برای خودمان، چقدر عمرِ ما زود می گذرد، حالیِ مان نمی شود باورمان نمی شود که زندگی به اندازه ی فاصله ی  میان اذان، اقامه و نماز کوتاه است، دل می بندیم به آن، دل نبندیم چه کنیم!
تلخ است عادی شدن، عادی شدن حضور در کنار اعضای خانواده، عادی شدن نعمت های خدا، عادی شدن برخواستن از خواب در حالی که می شد خوابی ابدی باشد، عادی شدن نعمت های خدا، عادی شدن یه روز بارانی، عادی شدن گلهای باغچه، عادی شدن عادی شدن به دنیا آمدن یک کودک، عادی شدن سپید شدن موی پدر و مادر و عزیزان و چین چروک های صورتشان، عادی شدن از دست دادن عزیزان و عادی شدن زندگی . . .

پینوشت۱: توصیف جسم روح طاهره خبازی بسیار زیباست.
پینوشت ۲: ماه رمضان کم کم دارد با حس و حالش می آید، همیشه بعد از ماهِ رمضان از من امتحانی گرفته می شود که تا حالا مردود رو سیاه بوده ام و به نقطه ی اول برگشته ام، امیدوارم این دفعه به خوبی از امتحان عبور کنم.