روزنوشته های علیرضا سرگزی

فعلا دانشجوی پزشکی

برچسب ایده عالی مستدام

ایده عالی مستدام، غیر منتظره

پیشنوشت: این متن از سری مطالب جمع خوانی کتاب با دوستانم در تلگرام هست که اینجا منتشر میشه، این متن صرف نظرات نویسنده در زمان گذشته و متاثر از اتفاقات درونی و بیرونی بسیاری بوده، قطعی و قابل دفاع هم نیست.

#فصل_سوم #غیر_منتظره #روز_اول

میگه می خواهیم ایده ی ما غیر منتظره باشه باید چهارچوب ها و قوانینی که دور و برمون هست روبشکنیم و در خلاف مسیر رودخانه حرکت کنیم
دو تا اصل داریم در غیرمنتظره بودن یکی غافل گیری و دوم علاقه مندی
کاری کنیم که اصلا مخاطب انتظارشو نداره در واقع ماشین گمانه زنی ادم ها رو از کار بندازیم
میگه غافل گیری باعث توجه میشه
به رانندگی خودمون فکر کنیم: چند بار پیش اومده که پشت ماشین نشستیم و ییهو به خودمون اومدیم می بینیم که به مقصد رسیدیم ؟!
در واقع در تمام این مدت ضمیرناخودآگاه شما داشته رانندگی می کرده
همه ی آدم ها در طی روز بیشتر ضمیر ناخودآگاهشونه که اونا رو کنترل می کنه چون دارن روزانه کارهای تکراری انجام میدن اینجاست که نقش ایده های غیرمنتظره خودشو نشون میده شما ایده ای رو مطرح می کنی که مخاطب برقش بگیره ییهو به خودش بیاد تموم تمرکزش رو بذاره روی ایده شما و اصلی ترین هنر شما اینه که این تمرکز و این توجه رو حفظ کنی !!

#فصل_سوم #غیر_منتظره #روز_دوم
آنچه فهمیدم ازین چند صفحه این است که :
برای اینکه أیده ای غیرمنتظره تولید کنیم باید تفکر غالب و انتظارات گروه هدفمون رو بدونیم
به بیانی دیگه بدونیم ماشین گمانه زنی اونها به چی فکر می کنه سپس مهم ترین قسمتش رو نشونه بگیریم و بهش یه ضربه کاری بزنیم و اون رو خراب کنیم و در نهایت اطلاعاتی هم برای دوباره ساختن اون ماشین گمانه زنی آرائه بدیم.

#فصل_سوم #غیر_منتظره #روز_سوم #کلینیک_ایده_شماره_دو صفحات ۱۱۷ تا ۱۲۰

لب مطلب این کلینیک اید اینه که شاید یه سری اطلاعات شما داشته باشی که خیلی خفن غیرمنتظره هستن ولی باید یکم فکر کنی و فسفر بسوزونی!
برای همین به درد نمی خورن! اگه می خواهی که این ایده به درد بخور باشه باید با تمثیل اونو ساده و عوام فهمش کنی
اصن یه کلام فکر کن مخاطبت نمی فهمه کودنه اصن فک کن با یه گوسفند طرفی!!
اینجاست که قدرت مثال های ملموس خودشو نشون میده
امروز یه عکس توی یه برنامه تلویزیونی دیدم خیلی مرتبط بود با این موضوع
توی عکس میگفت
اگر و فقط اگر هزینه ی جنگ و خونریزی رو به مدت ۸ روز تعطیل کنن و هزینه ی اون رو کنار بذارن به مدت ۱۲ سال هزینه ی تحصیل رایگان همه ی کودکان جهان تامین میشه!!

ببینین چقدر ملموسه فک کنید میومدن یه عده توی یه برنامه تحلیل می کردن ، دیدی امریکا چقد خرج کرد اونجا ۱۰ میلیارد دلار یا اینکه چقد دارن پوله اسلحه میدن توی جهان این خیلی بده اونا یه شبانه روز هم یه سره حرف بزنن یه آدم عادی نمی فهمه چی میگن و عمق فاجعه رو درک نمی کنه و به قولی اعداد توی ذهنش نمی مونه!

#فصل_سوم #غیر_منتظره #روز_سوم صفحات ۱۲۱ تا ۱۲۹
توی این صفحات میاد در مورد تاثیر معما در ماندگاری ایده و نگه داشتن توجه مخاطب تا لحضات آخر صحبت می کنه
تا حالا چند بار شده سره یه کلاس لحظه به لحظش تمرکز داری ساعت کلاس تموم شده ولی تو هنوز میخکوبی و منتظر و متعجب وشاد دقیقا این قسمت داره در مورد همین صحبت می کنه
باید ما یه سوال خیلی جالب مطرح کنیم در واقع در مورد یه سری اطلاعات که مردم ندارن صحبت کنیم و اونا رو ترغیب کنیم تا پایان پای منبره مابشینن و گوش کنن ما چه چرت و پرتی می گیم
از قدیم گفتن قبل از اینکه می خواهی درس بخونی یه دور سریع نگاه کن و تیترهای اون مطلب رو تبدیل به سوال کن بعد شروع کن به خوندن

این از یه قانون ساده منشا میگیره
فکر کنید من الان می خوام یه مازراتی بخرم یا اصن یه دونه یخچاله ساید بای ساید بخرم زمانی می تونم بخرمش که قبلش توی آشپز خونه فاضشو در نظر گرفته باشم و اونجا رو خالی کنم اگه این پیش بینی رو نکرده باشم یخچال رو می خرم میذارم توی حیات الاف اصن نمیشه ازش استفاده کرد
اینم مثل درس خوندن و کسب اطلاعات میمونه زمانی یه سری اطلاعات در ذهن من ماندگار میشه که فضایی برای اون در نظر گرفته باشم
این فضا با ایجاد سوال فراهم میشه!!

یه مورد دیگه ای که مطرح می کنه این حقیقته که ما انسان ها دوست نداریم که چیزی برامون مجهول باشه برای همه چیز باید یه پاسخ یا توجیح داشته باشیم
دقت کردین دوستمون رو میبینیم ناراحته با خودمون میگیم این مثلا باز زنش دعوا شده یا کشتی هاشو دزدای سومالی گرفتن
نمی گیم بابا حتما یه مشکلی داره بذار تنها باشه
می خواهیم یه پاسخ داشته باشیم

روز_چهارم #فصل_سوم #غیر_منتظره #کلینیک_ایده_شماره_سه صفحات ۱۳۰ تا ۱۳۲
این کلینیک در مورد معما و سوال صحبت می کنه و یه مثال واضح میزنه
به جای اینکه اطلاعات رو همینجوری خشک منتقل کنیم و تهش هیشکی نفهمه که چی به چی شد بیاییم با سوال شروع کنیم
در واقع مثل این کلاسای خسته کننده دانشگاه میمونه
بعضی هاشون انقد مسخره هست
که فقط می خوایی بخوابی اصن شب تا صبح نمی خوابی بعد میایی سره کلاس می خوابی
ولی بعضی ها برق ۳ فاز از سرت میپره وای خدا
تجربه ی کلاسای #دکتر_پور_میر رو داشتم چقد عالی تهش می خوایی گریبان چاک بدی
قبطه می خورم به بچه های داروسازی به خاطر داشتن استادایی مثل #دکتر_انتظاری، #دکتر_امیرمستوفیان، #دکتر_نظری
با اینکه شاگردشون نبودم ولی از خیلی از داروسازیا بیشتر با این اساتید رفیق شدم
تجربه ای است وصف ناشدنی

یه #تداعی دیگه هم که به ذهنم رسید روش problem base learning هست که ما توی کلاسمون اجرا کردیم و یکی از روش های یادگیری خوب برای دانشجویانه!

#روز_چهارم #فصل_سوم #غیر_منتظره صفحات ۱۳۳ تا ۱۴۶
توی این صفحات میاد روی نظریه شکاف که در صفحات قبل گفته بود مانور میده و میگه شما یه شکاف ایحادکن بین اطلاعات مخاطب و بیا کم کم اونو پر کن
میگه توی تبلیغات به جای اینکه بپرسن می خواهیم چه اطلاعاتی رو منتقل کنیم میپرسن می خواهیم مخاطب از ما چه سوالی بپرسه ؟
ولی میگه ما با یه چالش رو به رو هستیم
خیلی از مردم فکر می کنند همه چی رو میدونن برای همین استفاده از نظریه شکاف سخته!
خیلی جالبه یه برای حل کردن این موضوع باید شما بین مخاطبینتون یه رقابت ایجاد کنید
یه مثال میزنه توی یه کلاس یه موضوعی رو مطرح می کنن و طوری پیش میره که به اجماع نرسن بعد یه فیلم میذارن مورد موضوع مورد بحث ۴۵ درصدشون می مونن تا فیلم رو ببینن در واقع اونا موندن تا ببینن کی پیروزه کی حرفش درسته کی از بقیه بهتره پس رقابت تاثیرگذاره!!
یه جمله ای می گه “هرچی افراد اطلاعات بیشتری کسب می کنند تمرکزشون بر روی نادانسته ها و gap ها بیشتر میشه!
#تداعی می کنه این موضوع رو که هر چی یه نفر بیشتر اطلاعات داره و به قولی هرچی افراد بیشتر میدونن تواضعشون بیشتر میشه و به قولی میفهمن که چقدر نمی فهمن!! یه درخت هر چی بارش بیتر باشه تواضعش هم بیشتره نمونه هاش توی دانشگاهمون هستن بالا گفتم!
در ادامه میگه گاهی اوقات اصن اطلاعاتی وجود نداره که شما بخوایی بینشون شکاف ایجاد کنی اینجاست که باید بشینی و به خورد مخاطب اطلاعات بدی تا در آینده بین اون اطلاعات بتونی شکاف و gap ایجاد کنی
در پایان هم میگه باید جسور باشیم و ایده های جسورانه بدیم ولی قابل دستیابی!

ایده عالی مستدام، قسمت ۳

پیشنوشت: این مطالب خلاصه ها و تداعی های من هنگام مطالعه ی کتاب ایده عالی مستدامه که در تابستان تو گروه جمع خوانی مون می نوشتم و پر از اشتباهه

#روز_سوم
آنچه تا الان از فصل اول فهمیدم
میگن تعداد ایده ها از یکی در هفته تا یکی در ماه متغیره
من ایده ها رو بر اساس گروه هدف در ۷ دسته قرار میدم (تعدادشون برای هر کی فرق می کنه)
۱- ایده برای خانواده مثال: ایده ی مسافرت به مکانی جدید م
۲- ایده برای دوستان هم کلاسی ها مثال: بیاییم با هم درس بخونیم
۳- ایده برای دانشجویان یک دانشگاه مثال: کار تحقیقاتی خوبه
۴- ایده برای مردم یک شهر مثال: مردم بچه هاتون رو بیارین آموزشگاه من برای کلاس های تابستونی
۵- ایده برای مردم یک استان مثال: به رستوران های زنجیره ای هوشنگ و برادران به غیر از چنگیزبیایید و لذت ببرید 😂
۶ ایده برای مردم یک کشور مثال: کتاب های کنکور گاو پرنده را بخوانید( گروه آموزشی و پژوهشی رزم آوران دارنده هوش)😜😜
۷- ایده برای مردم جهان مثال : یه نرم افزار آموشی پزشکی مبتنی بر بازی
حالا متناسب با گروه هدف میاییم این ۶ اصل رو رعایت می کنیم : کم و زیادش ووقتی که میذاریم به بزرگی گروه هدف و بزرگی ایده بر میگرده

#روز_چهارم #فصل_دوم_سادگی

قصد فرمانده خیلی جالبه
جالب تر از اون سوالی هست که یه افسر در برابر فرمانده باید از خودش بپرسه : اگه هیچ کاره دیگه ای در ماموریت فردا انجام ندیم باید …….. کار رو انجام بدیم
مهم ترین کاری رو که باید فردا انجام بدیم چیه؟
ما می تونیم این رو توی زندگی روزمره خودمون استفاده کنیم
و دقیقا همین سوال ها رو هر شب از خودمون بپرسیم: فردا مهم ترین کاره من چیه؟؟

ایده های ساده باید چنین هدفی داشته باشه: آیا چیزی برای خذف کردن مونده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یافتن مغز ایده و ترجمه مغز ایده با succes مهم ترین اقدامات در ماندگار کردن ایده ها

خطوط هوای ساوث وست خیلی جالب بودن
اونا فقط یه هدف مشخص کردن و فقط روی همون تمرکز دارن و هیچ موضوع دیگه ای اونها رو وسوسه نمی کنه
مشکلی که ما آدما توی زندگیمون داریم: هم خدا رو می خواهیم هم خرما !!
اگه کمی دقت هم داشته باشیم می بینیم که موفق ترین شرکت های دنیا فقط یه کار مشخص انجام میدن در واقع یه برند میشن
کار دیگری هم که این شرکت هوایی می کنه این هست که آزادی عمل داده به تمام کارایدهمنداش که هر کاری خواستن انجام بدن
توی هواپیما جشن بگیرن و مسخره بازی در بیارن، در واقع لذت ببرن از کارشون بدون محدودیت فقط باعث افزایش مبلغ بلیط هواپیما نشه !!!!!

با توجه به اینکه در ترمهای اوله دانشگاه(علافی) یه سری فعالیت های خبری و سایبری انجام میدادم و دوره های آموزشی مختلفی رو رفتم قسمت مدفون کردن لید خبر خیلی برام ملموس بود و از نزدیک این مثال ها رو دیدم :))

یه جمله ای در همین قسمت لید بود که منو یاد جمله ای منسوب به انیشتین انداخت که میگه :
اگر یک ساعت برای حل مسئله وقت داشته باشم، ۵۵ دقیقه آن را به ایجاد سوالات واضح صرف می کنم
انیشتین واقعا زندگی متفاوت و جالبی داشت
به نظرم برای أیده باید یه سناریو داشته باشیم
یعنی کلیه اتفاقاتی که ممکنه پیش بیاد رو در نظر بگیریم و روی کاغذ داشته باشیم
این باعث میشه که غافل گیر نشیم و هر چیزی رو پیش بینی کرده باشیم
مثله دزدا!! اونا همیشه یه نقشه ی B دارن و اگه نقشه اول با شکست رو به رو شد میرن روی نقشه B
برای پیش بینی کردن یه نظریه ای هست که به اسم
“نظریه ی بازی ها” که خیلی جالبه یه زمانی در مورد خیلی می خوندم.

ایده عالی مستدام، قسمت٢

#فصل_اول     #روز_دوم

این ده صفحه خیلی جالب بود 🙂

دو تا از ایده هایی که قبلا توی ذهن داشتم رو دوباره زنده کرد برام :))

اون طوری که من فهمیدم

شایعات هم نوعی ایده های ماندگار هستن ولی یه اصل رو ندارن صداقت!

یکی از مطالبی که تا همین چند مدت قبل توی این شبکه های اجتماعی رد و بدل می شد این بود:

اگه توی هوای سرد زمستونی توی یه جاده بودی و ییهو یه تخم مرغ خورد به شیشه ی ماشینت اصلا شیشه پاک کن رو نزن، یادت باشه که الان تحت سوء قصد قرار گرفتی و چنتا تبهکار می خوان ماشینت رو بدزدن!
چون شما وقتی یه چیزی می خوره به شیشه ماشین برف پاک کن میزنی و مواد تخم مرغ یخ میزنه و تمام شیشه ی ماشینت سفید میشه و هیچ جایی رو نمیبینی! میزنی کنار و تو رو میدزدن! ( هرچی یادم اومد نوشتم)

توی این چند صفحه میگه که یکی از ویژگی های ایده های ماندگار نتایج غیر منتظره هست: تخم مرغ می خوره به شیشه ی ماشینت و تو رو می دزدن!!

و اینکه ما باید هنر کشف ایده هایی با استعداد طبیعی ماندگاری رو داشته باشیم یا پیدا کنیم

۶ تا اصل میگه که چنتا #تداعی توی ذهنم داشت: اصل دوم غیرمنتظره بودنه! یعنی به مخاطب یه سری اطلاعات بده که اونو میخکوب کنه و تشنه ی اطلاعات بعدی. به یاده فیلم جذابه شرلوک هلمز افتادم که از شبکه BBC پخش می شد و اتفاقا دوبله هم شده! یه سری اطلاعات میداد و هر لحظه هم آدم رو میخکوب می کرد!!

ایده عالی مستدام، فصل اول

پیشنوشت: از این به بعد خلاصه ی کتاب ایده عالی مستدام رو که به صورت جمع خوانی با دوستانم مطالعه کردم رو به مرور اینجا می ذارم امیدوارم مفید باشه.
یه جمله ی جالب توی این صفحات گفته
ایده ها جذاب متولد شده اند یا اینکه جالب ساخته می شوند!!
پس ایده ای می تونه جالب باشه و ما اونو جذابش کنیم از اول ماندگار نباشه و ما ماندگارش کنیم
روندی که برای مانگار شدنه ذرت پفکی سینما طی شد:
استفاده از مقایسه تصویری: ولی این بیش از حد علمی بود پس میتونه ایده پشتش نظریات علمی باشه ولی به صورت غیر علمی بیان بشه تا ماندگار بشه
استفاده از تصویر سازی : یاد این جمله افتادم : عقله مردم به چشمشونه!!
درگیری احساس مردم
استفاده از داستان:
این قسمت یه #تداعی توی ذهنم داشت:
میگن ماندگاری برند ها در حال و آینده به میزان داستان هایی که تولید می کنند بستگی داره!
مثلا اگر از اونهایی که آیفون دارن چنتا از کاربد های مهم گوشیشون رو بپرسی مطلب زیادی برای گفتن ندارن ولی می تونه برات ساعت ها در مورد اپل و استیوجابز و داستان های سیب گاز زده و … صحبت کنه پس ایده باید یه داستان هم داشته باشه تا ماندگار بشه مثل اپل!
ساخت جوک برای ایده
نهایت این که از یک بار در ماه تا یکبار در هفته به ماندگار کردن ایده نیازمندیم 12 تا 52 بار در سال
و اینکه ما برای ایدمون هدف داریم، مخاطب واضحه، چهارچوب مشخصه ولی طراحی نداریم
پس مهم ترین قسمت یه ایده طراحی هس

cropped-asfsdfdf.jpg