روزنوشته های علیرضا سرگزی

فعلا دانشجوی پزشکی

دسته بندی: دسته‌بندی نشده (صفحه 2 از 2)

در باب ناتوانی جسمی

در کتاب تسلی بخشی های فلسفه آلن دوباتن در یکی از فصول در مورد رابطه ی جسم و روح صحبت می کنه، خیلی صریح و واضح می گوید باید قبول کنیم همه ی انسان های حکیم و بزرگ هم با وجود بعد روحانی و شخصیتی بزرگ خود فعالیت هایی جسمانی مثل سایر انسان ها دارند و این حقیقت را باید پذیرفت که روح ما در اختیار جسم ماست، از فیلسوفی به اسم مونتنی یاد می کند که تصمیم گرفت تا تصور غلط “فیلسوفان فعالیت جسمانی انجام نمی دهند” را بشکند و کتابی در مورد جزئیات زندگی خود نوشت، این فیلسوف می پرسد چرا ما به راحتی می توانیم از کلماتی مثل قتل، جنگ، ظلم صحیت کنیم ولی از صحبت در مورد بعضی مسائل که به جسم ما مربوط می شوند شرم داریم، همچنین می گوید که باید با جسم و فعالیت های جسمانی خود کنار بیاییم و نمی توانیم جسم و روح خود را از هم جدا کنیم.

روح خسته از جسم

روحش توانایى زندگی در این جسم را نداشت.

أنا لله و أنا الیه راجعون  

قبل از اینکه اوضاع بهتر شود بدتر می شود

پیشنوشت۱: اعتراف می کنم که انجام یه سری عادات به صورت روزانه خیلی سخته به خصوص نوشتن روزانه، تصمیم گرفتم از امروز به مدت ۳۰ روز روزانه بنویسم، اینجا گفتم تا تعهدی ایجاد بشه و زیرِ قولم نزنم.

پیشنوشت ۲: قاعدتا مطالبی که در این مدت نوشته خواهد شد تراوشات خطرناک ذهن منه و پتانسیل چرت و پرت رو خواهد داشت، پس زیاد بهشون توجه نکنید.

کتاب هنر شفاف اندیشیدین رو برداشتم، یه صفحه باز کردم نوشته بود چرا نابرده رنج گنج میسر نمی شود، باید گوش های شما را تیز کند، خطای قبل از اینکه اوضاع بهتر شود بدتر می شود. همونطور که از معلم یاد گرفتم دنبال مثال های بومی گشتم ببینم چیزی پیدا میشه یا نه
مصداقهایی که بهش رسیدم: یه بیمار سرطانی رو در نظر بگیرید، بعد از تشخیص سرطان پزشک به بیمار می گه بیماری شما در مرحله ی بدی قرار داره، ما درمان کموتراپی رو شروع می کنیم ممکنه که در ابتدا شرایط از اینی که هست بدتر بشه  ولی بعدش اگه خدا بخواد شرایط خوب میشه، از طرفی پزشک مدت زمانی که باید شرایط بد رو تحمل کنی رو بهت نمیگه چون نمی دونه، حالا دو تا اتفاقی می تونه بیوفته یا همونطور که پزشک پیش بینی کرده بود شرایط بد میشه یا اینکه شرایط بیمار بهتر میشه، اگه بهتر شد میگه دیدی چه درمان خوبی انجام دادم و اگر شرایط یدتر شد می گه از قبل این رو بهتون گفته بودم و در هر صورت فردی که از این خطای ذهنی استفاده کرده برنده هست، حالا کسی که به این خطای ذهنی آگاهی داره به محض شنیدن این جمله حساس میشه و با یه سری سوالات کَمّی وضعیت رو شفاف می کنه و اگر احیانا وضعیت بدتر شد دربست قبول نمی کنه و یه گوشه ی ذهنش به این فکر می کنه که شاید روش درمان اشتباه باشه و به جای دست روی دست گذاشتن دنبال راه حل میره.
به نظرم منظورش از بیان این خطای ذهنی اینه که ما همیشه قطعی به مسائل مختلف نگاه نکنیم، بدونیم که یک چنین خطای ذهنی ای وجود داره و با آگاهی از اون تصمیم های بهتری بگیریم و  در گفت و گو ها و مناظرات افرادی رو که از این خطای ذهنی به عنوان یه ترفند استفاده می کنند بهتر بشناسیم.

کلید را بزن، عاداتی ایجاد کنید

فصل ۹ کتاب کلید را بزن

همیشه و همه جا محیط به تنهایی نمی تونه باعث تغییر عادات ما بشه و نیاز به تغییر ذهن هم داریم مثلا برای یادگیری موسیقی یا زبان نیاز به تغییر ذهن داریم منظور از تغییر ذهن ایجاد عاداتی جدید در راستای رسیدن به هدف می تونه باشه،
سوالی پیش میاد، چجوری بتونیم یه عادت جدید در خومون ایچاد کنیم؟ یکی از راه حل ها ایجاد محرک عمل هست، محرک عمل یعنی چی؟
به عنوان مثال: “با خودم قرار میذارم هر روز صبح بعد از نماز صبح ۵ صفحه کتاب تفکر سریع و کند رو بخونم” در واقع با محرک عمل شما داری شرایط ذهنی فراهم می و یه چهارچوب و زنجیره ای از اتفاقات رو فراهم می کنی که وقتی در اون شرایط قرار گرفتی ناخودآگاه به سمت انجام اون عادت سوق داده بشی، محرک عمل عوامل حواس پرتی رو کاهش میده و در عادات سخت خیلی تاثیر گذارتره،  ۱۰۰ درصد نیست ولی تاثیرگذاره.
مجموعه عاداتی که تصمیم می گیریم که کسب کنیم باید در مسیر رسیدن به اهدافمون باشند و  ۲ ویژگی رو دارا باشند: ۱- باعث پیشرفت هدف شوند ۲- یادگیری آسانی داشته باشند. در آخر این فصل هم از فهرست امورلازم الاجرا یاد می کنه، این لیست شامل همه ی کارهایی هست که شما باید در طول روز انجام بدی، کارها باید اولویت بندی شوند، از فواید این فهرست میتونیم به آرامش خاطر، کاهش خطاهای بزرگ، درگیری ذهنی کمتر اشاره کرد.
به نظرم مهمتر از ایجاد عادت پایداری و تداوم عادت شکل گرفته اهمیت بسیار زیادی داره، به دنبال روش هایی برای تداوم بخشیدن به عادات بودم که به زنجیره عادت ساینفلد رسیدم که از یه کمدین به اسم جری ساینفلد الهام گرفته شده این کمدین پیشرفتش ثبات داشته و هر روزش بهتر از دیروزش بوده، در تکنیک ساینفلد مهم اینه که زنجیره شکسته نشه شما ۱۰ روز یه عادت رو انجام میدی روز ۱۱هم میگی حیفه که امروز انجام ندم این زنجیر چاره بشه و همینطور ادامه پیدا می کنه، در روزنوشت های حسن کشاورز عزیز هم به جمله ی جالبی از هاروکی موراکی در کتاب از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم اشاره کرده بود با این مضمون که

“استاد دونده ای که می پرسد آیا تا کنون شده  برای هر روز از خواب بیدار شدن و دویدن بی حوصله و کسل باشید و تمایلی به دویدن نداشته باشید و استاد جواب می دهد “تقریبا هر روز”. ولی مهم انتخاب ما است .”

پی نوشت: تصمیم گرفتم که یکسری عادت رو به صورت روزانه برای خودم نهادینه کنم، اجرا می کنم و اگر خدا خواست در مورد فوایدش مدت بعد می نویسم.

 

هیچ چیزی در نویسندگی وجود ندارد

 

Quotes-Ernest Hemingway

نقل به مضمون: هیچ چیزی در نویسندگی وجود ندارد. همه ی شما پشت ماشین تحریر می نشینید و خونریزی می کنید

ارنست همینگوی

وقتی دعا میکنی

وقتی دعا میکنی،
دعای تو از این جهان خارج میشود و به جایی میرود که هیچ زمانی نیست.
دعایت به قبل از پیدایش عالم میرود.

دعایت به آنجا که دارند تقدیرت را مینویسند میرود.
و تقدیر نویس مهربان عالم تقدیرت را با توجه به دعایت مینویسد.
(دکتر حسین الهی قمشه ای)

و چقدر مولانا قشنگ میگه

گر در طلب گوهر کانی، کانی / گر در هوس لقمه نانی، نانی
این نکته رمز اگر بدانی، دانی /  هر چیز که در جستن آنی، آنی

spliter2

نوشته های جدیدیتر