روزنوشته های علیرضا سرگزی

فعلا دانشجوی پزشکی

دسته بندی: جملات کوتاه

حقیقت و دروغ

 

برای هر حقیقتی صور خیال متعددی وجود دارد، اما دروغ را فقط یک متخصص می تواند به صورت حقیقت جلوه دهد؛

اما این گونه متخصصان فیلسوف نمی شوند زیرا سیاست به وجودشان بیشتر احتیاج دارد

 

جمله ای از کتاب لذات فلسفه بود، مدتی هست که دارم کم کم این کتاب رو مطالعه می کنم و از روی جملاتی که به نظرم خوب هست رونویسی می کنم، سرعتم کمِ چون این دو هفته ی اول مهر همه ی کارها تراکم پیدا کرده بود که نتیجه ی اهمال کاریم بود، خودکرده را تدبیر نیست، سختِ ولی باید بگم که نظم شخصیم کم شده، کم کم اصلاح لازم است.

جزء از کل (قسمت۱)

پیشنوشت: مدتی هست که کتاب جزء از کل نوشته استیو تولتز نویسنده ی استرالیایی رو خریدم، بالاخر از دیشب در عین گرفتاری های فراوان شروع کردم به مطالعه. در این چند صفحه ای که از این کتاب خوندم واقعا لذت بردم به خصوص از شخصیت “پدر” که یه فیلسوفه در این کتاب تصمیم دارم جملات جالبی که می خونم رو اینجا بذارم به مرور زمان این مطلب کامل تر میشود.

جملاتی از این کتاب

هیچ وقت نمی شنوید ورزشکاری در حادثه ای فجیع حس بویایی اش را از دست بدهد. اگر کائنات تصمیم بگیرند دری دردناک به ما انسان ها بدهد، که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده مان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگساز گوشش و آشپز زبانش. درسِ من؟ من آزادی ام را از دست دادم…

باور همون قدر مسیر رو روشن می کنه که چشم بند!
مردم هیچ راز و رمزی ندارند چون مدام مشغول وراجی اند.
هیچ وقت با مردم ساعت ۷/۴۵ یا ۶/۳۰ قرار نگذار باهاشون ساعت ۷/۱۲ یا ۸/۰۳ قرار بگذار
رهایی در این است که شبیه دیوانه ها باشی
اگر بدون فکر کردن از باور عامه ی مردم پیروی کنی مرگی ناگهانی و هولناک در انتظارت است
توده ای سلولی که قرار بود پدرم شود