روزنوشته های علیرضا سرگزی

فعلا دانشجوی پزشکی

دسته بندی: بیست تا سی سالگی

کوزه و کوزه گر 

پیشنوشت: تصویر فوق مربوط به فایل دیرآموخته های محمدرضا شعبانعلی است استاد بزرگ من که خیلی از ایشون در این چند سال یاد گرفتم . و این یادگیری من به قول خودشون می تونه یه مثال از تجربه ی جهان های موازی باشه.

اصل مطلب:
بیایین در مورد هر چیزی که می خونیم یا می شنویم یکم فکر کنیم و سعی کنیم براش مصداق از زندگیمون بیاریم
أصلا میشه براش مصداق پیدا کرد یا نه ؟
برأی همین میگن ماکسیمم انرژی رو برأی برنامه ریزی و شروع کار بذار بقیش خیلی راحت انجام میشه!
قبل از برنامه ریزی مهم هدفه
بدون هدف برنامه ریزی فایده ای نداره
أهداف هم باید همسو باشن و متضاد هم نباشن
مثلا من می خوام توی زندگیم پیشرفت کنم
در کنارش یه هدف دیگه هم دارم که توی زندگیم آرامش داشته باشم آرامش و پیشرفت در تضاد هم هستن
چون برأی پیشرفت لازمه زحمت بکشی، وقتی همه خوابن تلاش کنی از زمانت استفاده کنی به خودت فشار بیاری تو موقعیت های سخت قرار بگیری شکست بخوری و …. که با آرامش و راحتی در یک جا جمع نمیشه!

ما در یک لحظه نمیتوانیم هم کوزه گر باشیم و هم کوزه به دست باید بین این دو انتخاب کنیم.

اي كاش وقتی ٢٠ ساله بودم مي دانستم

يكي از كتاب هاي خوبی كه تا الان خوندم و پیشنهاد می کنم که مطالعش کنید.20-years-old
ديدِ خوبي به ادم ميده
به نظر من قرار نيست كه شما از نظر كمي كتاب هاي زيادي بخوني
مثل خيليا كه مي بيني n تا كتاب خونده ولي ميگي يكيش رو تعريف كن يا فلان كتاب در مورد چي بود خلاصش چي ميشه هيچي يادش نمياد زور ميزنه
مهم اينه كه يه كتاب بخوني و بعد از خوندنش بتوني زندگيت رو به دو بخش قبل و بعد از مطالعه اون كتاب تقسيم كني ( زندگي مردم پيش از برجام و پسا برجام)
شما بيا يه كتاب رو به قول يه دوست جرعه جرعه بخونش اين باعث ميشه مطالعه اون كتاب آگاهيت از زندگي  رو بيشتر كنه!
بيايين روزي يه صفحه كتاب بخونين ولي بفهمينش باهاش زندگي كنين!
#روزي يه صفحه زندگي

spliter2