روزنوشته های علیرضا سرگزی

فعلا دانشجوی پزشکی

کوزه و کوزه گر 

Rate this post

پیشنوشت: تصویر فوق مربوط به فایل دیرآموخته های محمدرضا شعبانعلی است استاد بزرگ من که خیلی از ایشون در این چند سال یاد گرفتم . و این یادگیری من به قول خودشون می تونه یه مثال از تجربه ی جهان های موازی باشه.

اصل مطلب:
بیایین در مورد هر چیزی که می خونیم یا می شنویم یکم فکر کنیم و سعی کنیم براش مصداق از زندگیمون بیاریم
أصلا میشه براش مصداق پیدا کرد یا نه ؟
برأی همین میگن ماکسیمم انرژی رو برأی برنامه ریزی و شروع کار بذار بقیش خیلی راحت انجام میشه!
قبل از برنامه ریزی مهم هدفه
بدون هدف برنامه ریزی فایده ای نداره
أهداف هم باید همسو باشن و متضاد هم نباشن
مثلا من می خوام توی زندگیم پیشرفت کنم
در کنارش یه هدف دیگه هم دارم که توی زندگیم آرامش داشته باشم آرامش و پیشرفت در تضاد هم هستن
چون برأی پیشرفت لازمه زحمت بکشی، وقتی همه خوابن تلاش کنی از زمانت استفاده کنی به خودت فشار بیاری تو موقعیت های سخت قرار بگیری شکست بخوری و …. که با آرامش و راحتی در یک جا جمع نمیشه!

ما در یک لحظه نمیتوانیم هم کوزه گر باشیم و هم کوزه به دست باید بین این دو انتخاب کنیم.

1 دیدگاه

  1. با سلام و احترام و تشکر از متن زیبا
    میخواستم نقطه نظرم را در مورد نوشته ی شما بگویم
    اینکه :
    دسته ی سومی هم وجود دارند ؛ انسانهایی که کوزگرانی هستند که خودشان هم ؛ از کوزه ی نشکسته آب مینوشند…
    و این موهیبتیست که خداوند بدلیل شایستگیهای درونیشان؛ شامل حال آنان کرده و آنان را چشمه ی آگاهی قرارداده است و آنان نیز بعنوان زکات یا بازنشر این موهبت ؛ آنرا در اختیار دیگران قرار میدهند، و از این طریق هر روز باعث دریافت بیشتر و بیشتر این موهبت الهی میشوند…

دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نمی شود

*