Rate this post

پیشنوشت1: مدتی هست که با تعدادی از دوستانم داریم کتاب های مختلفی رو به صورت جمع خوانی هفتگی می خوانیم و تداعی ها و نکاتی که در مورد هر فصل به ذهنمون میرسه رو در یک گروه تلگرام می نویسیم، تا الان کتاب ایده عالی مستدام رو تونستیم با موفقیت بخونیم خیلی خوب بود و نکات زیادی یاد گرفتیم همین باعث شد تا روند مطالعه رو ادامه بدیم و کتاب دیگری رو شروع کنیم 2 هفته است که کتاب کلید را بزن نوشته چیپ هیث و دن هیث رو شروع کردیم به مطالعه. مجموعه نکاتی رو که در گروه تلگرام این کتاب با دوستانم به اشتراک میذارم رو تصمیم گرفتم در این وبلاگ بنویسم، چون یاد گرفتم که نوشتن در این فضا ماندگار تر است.

پینوشت 2: کم کم سعی می کنم مطالبی رو که در فضاهای دیگه بیان کردم رو به روزنوشته هام منتقل کنم تا در کنار هم شاید بیشتر بمونه.

book3-kelid-ra-bezan

#کلید_را_بزن
#هفته_اول
#فصل_اول
#سه_نکته_حیرت_انگیز
اول این فصل یه تحقیق در مورد ذرت بوداده رو توضیح میده یه جملش جالبه: مردم وقتی سطل بزرگتری به دستشان می رسید بیشتر می خوردند والسلام دقیقا وضعیت ماهاست موقع تخمه خوردن یه ظرف تخمه جلوته اصلا به هیچی نیگا نمی کنی یه حسی بهت میگه باید این تخمه ها تموم شه به هر قیمتی شده کلی از کارهای مهم زندگیت(WC) رو عقب میندازی تا اینا تموم شه😜
ساعت شماطه دار کلاکی هم جالب بود یه کارتون خیلی قدیمی رو تداعی کرد که ساعته یه همچین کارهایی می کرد
کتاب با بیان چندین مثال برای ما اهمیت تغییر رو واضح و روشن می کنه و بهمون یادآور میشه که برای هر تغییر نیاز به سه قسمت داریم که با هم همراه باشند: فیل سوار (بخش منطقی وجود ما)، فیل(بخش احساسی وجود ما) و مسیر (همون هدف، موضوع تغییر)
این 3 با هم می توانند منجر به تغییر شوند
ما آدم ها برای انجام یک کار باید انگیزه داشته باشیم اصولا انگیزه با گذشت زمان کم میشه هنر ما اینه که بتونیم این انگیزه رو حفظ کنیم از راه تسلط بر خود
تسلط بر خود مثل ماهیچه می مونه اگه ازش زیاد کار بکشی خسته میشه حتی کارهای معمولی رو هم نمی تونه انجام بده برای همین نباید قدرت تسلط رو همینجوری بی خود هدر بدیم
شده بعضی روز ها اتفاقی افتاده یا کسی چیزی بگه و باعث بشه که ذهنمون درگیر شه این درگیری انقد انرژی ازمون می گیره که به طور کلی اون روز خراب میشه و به قولی این حواشی پر رنگ تر از متن باعث میشن تا ما قدرت تحلیلمون کاهش پیدا کنه و تصمیمات احمقانه ای بگیریم خلاقیتمون کم بشه و نتونیم به مسائل مهم فکر کنیم
توی این کتاب کاملا خصوصیات کتاب ایده عالی مستدام به چشم می خوره: موضوع دستکش ها وتغییر بزرگ در کارخانه و اینکه میگن ایده ی شما باید انقدر ساده باشه تا مخاطب بدون صرف انرژی زیاد درکش کنه
در انتها نکته ی مهمی در مورد مسیر=هدف=موضوع تغییر میگه
هدف ما باید واضح باشه باید بدونیم که چه رفتاری رو می خواهیم تغییر بدیم؟ چی؟ چه کسی؟ کجا؟ چجوری؟
برای اینکار بحث میکرواکشن رو پیش میکشه میگه نگیم تو باید آدم منظمی بشی بگیم توباید ازین به بعد وقتی می ری اتاقت لباسات رو روی چوب رختی بذاری یا اینکه هر شب قبل از خواب میزت رو مرتب کنی
اگه ما یه مسیر برای خودمون تعیین می کنیم باید براش یه سری میکرواکشن هم تعریف کنیم چون تنها تنها عاملی که باعث تغییرات بزرگ میشه همین کارهای کوچک و میکرو اکشن هاست و با انجام این کارهای کوچیک به وصورت مداوم هم انگیزه ی ما بیشتر میشه هم اتفاقات خوبی میوفته.
آخرش هم میگه ای کاش اختیارات روسا رو داشتیم: مثلا به بچمون بگیم اگه سطل زباله رو دم در نذاشتی اخراج میشی ولی حیف که نداریم پس باید خودمون سختی بکشیم و تغییر کنیم
پینوشت1: اگه ارتباطی بین جملات وجود نداره، دیگه کاریه که شده
پینوشت2: یه عادت بدمون رو قرار بود که انتخاب کنیم و شروع کنیم تغییرش بدیم برای شروع پیشنهاد می کنم یه خودکار و کاغذ برداریم و هر آنچه به ذهنمون میرسه در مورد عادات خوب و بدمون رو لیست کنیم سعی کنیم 10 تا عادت خوب و 10 تا عادت بد رو بنویسیم بعد بهشون اولویت بدیم و مهم ترینش رو انتخاب کنیم و کم کم که داریم کتاب رو می خونیم برای تغییرش قدم برداریم و به قولی میکرواکشن براش تعیین کنیم از همین فردا
پینوشت 3: عادات بد و #میکرو_اکشن هایی که برای تغییر اون در نظر رفتین رو اینجا بگید تا ما هم استفاده کنیم.
اینجوری یه اجباری هم میشه که اون عادت رو تغییر بدیم چون بقیه ازمون انتظار دارن

spliter2