روزنوشته های علیرضا سرگزی

فعلا دانشجوی پزشکی

کریم رفت

Rate this post

کریم رفت
خبر سنگین بود
شوکه کننده بود

۱۸ سال درس خوندی
پزشکی قبول شدی
امید پدر مادر بودی
۷ سال و اندی درس خوندی دور از خانواده
غم فراغ پدر رو تحمل کردی
در مرداد فارغ التحصیل شدی تا به مرادت برسی
مادری که منتظر دکتر شدن پسرش بود و آرزوهایی که برایش داشت
چه آرزوها که نداشتی
پایداری جمع دوستانه برای همیشه
تازه می خواستی زندگی کنی
تازه می خواستی ثمره ی ۲۶ سال را بچشی
دریغا…
که اجل تو را به این زودی در آغوش گرفت
کتاب، دفتر، قلم و کاغذ کنار جنازه ات در آن تاریکی شب خیلی حرف ها در مورد یک پزشک برای گفتن دارد…

کریم، کریم بود
اما…
دیگر کریم نیست…
روحت شاد رفیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پینوشت: این متن رو با کمی تاخیر اینجا منتشر کردم، تا از دل نرود هر آنکه از دیده برفت.

فوت پزشک روستای چاهک در اثر واژگونی خودرو 

2 دیدگاه

  1. تسلیت میگم علیرضاجان.
    اینطور مواقع اصلاً نمی‌دونم به کسی که عزیزی رو از دست داده چی باید بگم. فقط امیدوارم بتونی راحت تحمل کنی و بعد از یه مدت هروقت به یاد دوستت افتادی به جای اینکه خاطرات تلخ از دست رفتنش رو به یاد بیاری، یاد روزهای خوب و خاطرات قشنگتون بیفتی.
    امیدوارم اونطرف جاش خیلی خوب باشه.

    • علیرضا

      بهمن ۱۳, ۱۳۹۶ at ۹:۲۵ ب.ظ

      سلام زینب عزیز
      ممنونم بابت ابراز همدردیت
      مهم ترین تاثیری که این اتفاق داشت این بود که:
      شاید ما هم فردا رو نبینیم زندگی بیش از انچه به نظر میرسه غیر منتظره است

دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نمی شود

*