Rate this post

مدتی قبل از این در پیام اختصاصی متمم جمله ی زیر از محمدرضا ارسال شده بود:

qoute_011_mtm_04_06-1

این جمله نقطه ی خوبی بود برای فکر کردن و نه صرفا موافقت یا مخالفت با این جمله بلکه کمی تفکر در مورد مدل ذهنی ای که پشت این جمله وجود داره. خلاصه این جمله میگه اگه اگر شما دوست دارید کاری انجام دهید (مثل کتاب خوندن) و بگید الان خیلی گرفتارم و وقت نمی کنم صد درصد وقتی که بیکار هستید اون کار رو انجام نمیدین.
مصداقهای این جمله توی زندگی خودم و دوستانم، پشت سر هم از جلوی چشم ذهنم عبور میکنه
چند نفر از ما دوست داریم که درس بخونیم؟ هی می گیم الان که نه وقت زیاده، گرفتارم، کار های دیگه مونده و ….
چند نفر از ما می خواهیم تغییر کنیم؟ می خواهیم به پدر و مادرمون کمک کنیم؟ میگیم الان که گرفتارم از فردا یا از شنبه
می خواهیم اهمال کاری رو بذاریم کنار ولی میگیم بذار از فردا شروع می کنم این خودش اهمال کاریه!
می خواهیم دروغ نگیم به اطرافیانمون ولی میگیم بذار بعدا الان نه
و تا بخواهیم می تونیم مصداق بیاریم برای این جمله
من اگر می خوام تغییر کنم می خوام اهمال کاری رو بذارم کنار باید از همین الان شروع کنم با انجام دادن یه سری اقدامات کوچولو
اگه شما می خواهی یه عادت خوب رو نهادینه کنی باید براش یک سری اقدامات کوچک تعیین کنی و شروع کنی به انجام دادنش
مثلا برای اینکه عادت کتابخوانی رو نهادینه کنیم یه کتاب با حجم کم انتخاب کنیم و  با روزی فقط 5 دقیقه کتابخونی رو شروع کنیم همین کار کوچیک در هر شرایطی یعنی هر اتفاقی که برات افتاد باید کتابت رو بخونی اینطوری می تونی ادعا کنی که اوقات بیکاری بیشتر کتاب می خونم
spliter-3