یَا رَفِیقَ مَنْ لا رَفِیقَ لَهُ

در این جا آدرس وبلاگ های رفقای متممی و غیرمتممی من قابل مشاهده است.

 

محمدرضا شعبانعلی ( معلم زندگیم) و متمم یک دانشگاه واقعی

 

دوقلوهای افسانه ای: به واسطه ی یکی از بهترین اساتیدم افتخار آشنایی رو باهاشون دارم.
قُلِ اول:  فاطمه غلامی 
یه دکتر داروساز به زودی، کم می نویسه ولی خوب می نویسه 🙂 کتاب می خونه، فعلا درگیر پایان نامشه 🙂

قُلِ دوم: یگانه خواجوی
باز هم یه دکتر داروساز به زودی، خیلی کم می نویسه :)، کتاب هم می خونه، فعلا با قُلِ دیگش درگیره پایان نامه هست.

نوشته های سروش سلطانی
از اعجوبه های ۹۴، در کلاسی که برای ورودیشون برگزار کردم کشفش کردم، اول شاعره، دوم دانشجوی پزشکی

نگار شفیعی ثابت 
باز هم از اعجوبه های ۹۴، به قولِ خودش : کوچ میکنم دائم و پزشکی میخونم. در طب و ادب و خیال و شعر غوطه میخورم و قلم بزرگترین سلاح منه. صدای احتمالاً خوبی دارم و خواندن هم موهبتیه که از طرف خداوند به خودم هدیه میدم 🙂 بقیه معتقدن که همیشه آدم شادی ام اما درونم خیلی شلوغتر از بیرونمه و البته شدیداً برونگرا هستم. ( اون نوشته های خاک خورده ی داخل نوت گوشیشو منتشر کنه برای دنیا و آخرتش خوبه 😉  )

زینب رمضانی (دغدغه های ذهن پریشان من)
خیلی قوی می نویسه، پر شر و شور به نظر میرسه، از دوستان متممی که پس از اینکه اینجا رو شخم زد بیشتر باهاش آشنا شدم 🙂
تفسیر از خودش: نویسنده در دستِ تغییر است؛ خودش هم هنوز چیز زیادی از خودش نمی‌داند پس گزافه‌گویی را جایز نمی‌شمرد

مصطفی قائمی (گاه نوشت هایی برای فردا)
فعلا یک دانشجوی دندانپزشکی، دغدغه منده، آشنایی من باهاش نمی دونم از کجا شروع شد ولی همه می دونیم که نقطه ی مشترک همه ی این ها محمدرضا شعبانعلی هست.

اینجا کم کم در حالِ تغییرِ ….