روزنوشته های علیرضا سرگزی

فعلا دانشجوی پزشکی

زیستن و مردن

Rate this post

خدایا … 
به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم 

و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

دکتر علی شریعتی

 

 

پی نوشت۱: چند روز قبل فرصتی دست داد و به همراه دوستان بیرجند رفتم، شب که برای استراحتی ۲ ساعته به خانه ی یکی از دوستان عزیزم رفتیم کاغذی از روی دیوار اتاقش کَند و بهمان نشان داد و گفت روزهایی که به سختی برای تخصص درس می خواندم تنها این جمله ی روی کاغذ بود که بهم انرژی می داد، این جمله را در بالا آوردم. پس از خواندن این جمله فکری شدم! گفتم اینجا منتشرش کنم تا بیشتر ببینمش.

2 دیدگاه

  1. سلام علی آقای گل. امشب از تنهایی و بی حوصله گی اومدم اینترنت و سرچ میکردم یه باره یاد دایی رضا م افتادم با خودم گفتم سرچ کنم کجا کسی هنوز به یاد شهدای بی نام و نشان که برای اعتقادات شون رفتن شهید شدن هست. ( در این دنیای ریا و تزویر) دیدم سایت شما اومد بالا اتفاقی باز کردم اوههه پسر دایی مه. بهت تبریک میگم خیلی قلم ت زیباست و شیوا و دوستانه که با روحی لطیف همراه شده. علت اینکه زیر این متن نظر گذاشتم چون این جمله تکه ای از وجودمه. موفق باشی دوباره هم میام. سلام منو از دیار دور به همه عزیزان برسون

دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نمی شود

*