Rate this post

پیشنوشت: این نوشته حاصل بحثی بود که مدت ها قبل در آزمایشگاه با خانم دکتر و بقیه شکل گرفت.

ما چه راهی می رویم؟ چگونه راه خود را پیدا کنیم؟
ما برای پیدا کردن راه خودمون یه مدت سرگشته ایم و هر چیزی چنگ می زنیم با خیلی ها ارتباط برقرار می کنیم، پیرو دیگران می شویم، برای دیگران کار می کنیم و بندهای زیادی برای خودمون درست می کنیم،

ولی یه جایی خسته می شیم، می فهمیم که این مسیر، مسیر ما نیست، دغدغه های من فراتر است از دغدغه های اطرافیان، دوستان و افرادی که پیرو آن ها هستم. از یه جایی به بعد کم کم سعی می کنیم که بندهایی که تا حالا به پای خود بستیم رو آزاد کنیم و این از یند آزاد شدن خود بسیار هزینه دارد(مادی و معنوی)، قید یک سری چیزها را می زنی، می بینی که چقدر تلاش بیهوده داشته ای، کم کم سعی می کنی از جمع خارج شوی و می روی درون غار خودت و در تنهایی فکر می کنی فکر می کنی و فکر می کنی
خودت را اصلاح می کنی، رشد می کنی بعد احساس می کنی که باید خارج شوی و مسیره جدیدت را بپیمایی

geometric-split3