فارماکولوژی می خوندم رسیدم به تعریف دوز بارگیری و دوز نگهدارنده دیدم چقدر جالب به زندگی قابل تعمیمه! دوز بارگیری و دوز نگهدارنده رو به صورت یک مثال توضیح میدم، فرض کنید می خواهیم به فردی داروی خواب آور بدیم به میزان دارویی که باعث شروع اثر خواب بشه دوز بارگیری گفته می شود و به میزان دارویی که باعث پایدار ماندن این اثر باید تجویز بشه دوز نگهدارنده می گویند، دوز نگهدارنده ی یک دارو خیلی کمتر از دوز بارگیری اون هست،

در فعالیت های روزانه ما هم چنین اتفاقی رخ می ده، به عنوان مثال یک هفته ی دیگر امتحانی دارم برای رسیدن به حداکثر کارایی در مطالعه این درس، به صورت فشرده امروز این درس را مطالعه می کنم(دوز بارگیری) هم تمرکز بیشتره هم همبستگی بیشتری بین مطالب به وجود میاد و این دوز بارگیری باعث میشه که در روز های بعد به زمان کمتری برای مرور این درس نیاز داشته باشم و هر روز با یک مرور ۱ تا ۲ساعته به تسلط بیشتری در درس برسم.

مثال دیگری که به ذهنم میرسه نوشتن مقاله هست، براساس تجربه های گذشته ی خودم، مقالاتی رو که به صورت فشرده از شب تا صبح نوشتم ۱۰۰ درصد چاپ شدند ولی برعکس وقتی مقاله ای رو به صورت پراکنده و روزانه طی یک هفته یا دو هفته می خواستم بنویسم به نتیجه ی مطلوب نمی رسید، دلیلش هم این بود که وقتی force بذاریم و ۸۰ درصد یک کار رو یکجا و به صورت فشرده انجام بدیم حس روانی خوبی بهمون القا میشه چون اون بیست درصد باقی ماند یک سری جزئیات هست که نیاز به انرژی زیادی نداره و ذهن و مغز خسته نمیشه و بهتر بگم وارد فرسایش نمی شیم ولی برعکس وقتی انجام یک پروژه ای رو که ۲۰ ساعت زمان نیاز داره رو فرسایشی کردیم و گفتیم روزانه ۲ ساعت براش وقت میذارم و طی ۱۰ روز انجام میدم احتمال اینکه این ۱۰ روز ۱۲ روز بشه خیلی بیشتره چون ذهن خسته میشه.

پی نوشت: این روزها درس می خونم به همین دلیل کمتر می تونم بنویسم، ولی برای تخلیه یه سری افکار مجبور میشم که بنویسم، یه اتفاق جالب داره برام میوفته، دیوار رو به روز میز مطالعه ام داره پر میشه از استیکرهای رنگی که روی هرکدومشون یه موضوعی نوشته شده که باید بعد از امتحان پره اینترنی انجام بدمشون، چه ایده ها که نرسده به ذهنم، به نظرم هر کی یه امتحان کمی تا قسمتی بزرگ داشته باشه در اون دوران ایده های زیادی تولید می کنه که شایدم خیلی توپ باشه