Rate this post

پیشنوشت: می خواستم که در روزنوشت ها مطلبی بذارم تا پیوستگی مطالب حفظ شود، راحت ترین کار این بود که جمله ای از یک کتاب را انتخاب کنم تا سایت به روز باشد، نگاهی به قفسه کتاب ها انداختم و کتاب زندگی و بس خودنمایی کرد، برداشتم و ورق زدم و به قسمت مصاحبه ی آقای کریم فیضی از دکتر محمد علی اسلامی ندوشن رسیدم، خیلی جالب و زییا بود، برای اینکه در این حس خوب من، شریک باشید قسمتی از آن را می نویسم.

9789644237829

در معنی دار بودن زندگی

یک بهره زندگی به گفتن گذرد            و آن بهر دگر به ناشنفتن گذرد

گر شاهد بی پرده نیاید به سخن        آن راز بزرگ در نهفتن گذرد

به نظر شما معنای زندگی چیست یا در چیست؟

زندگی میان پوچی و معنی داری نوسان دارد. انسان مانند آن است که دو دوربین در دست داشته باشد و دنیا را ببیند. با یک دوربین آن را بیهوده می بیند و با دوربین دیگر، پر از شگفتی و عشق. حافظ می گفت:

جهان و کار جهان جمله هیچ در هیچ است          هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق

.
.
زندگی همین است که هست. به هرکسی مهلتی داده شده است تا دوره معینی زنده بماند، آنچه نامش زندگی است، همان ادراک زنده بودن است، و هرکسی به قدر ادراک خود زندگی می کند و به همان حد ادراک معنا در زندگی می بیند. مولانا دارد:
هر که را افزون خبر، جانش فزون…
یعنی هر کس بیشتر ادراک می کند، بیشتر زندگی می کند.

پینوشت: جملات زیبای دیگری هم دیدم که حیفم آمد که ننویسم برای همین مطلب شماره 2 آن را هم به زودی منتشر می کنم.
spliter2