روزنوشته های علیرضا سرگزی

فعلا دانشجوی پزشکی

حال ما خیلی خراب است

5 (100%) 1 vote

اتفاقات بد و ناراحات کننده پشت سر هم رخ می دهند و ما فکر می کنیم که ایا می شود اتفاق بدتری هم رخ دهد که ناگهان خبر دیگری میرسد

کشیک نبودم، ولی برای پیگیری مراسم کارهای جشن فارغ التحصیلی که دقیقا ۵ روز بعد بود، اومدم بیمارستان، دم در پاویون منتظر بودم که از بچه ها وسیله ها رو تحویل بگیرم، که یکی اومد دم در دیدم حالش اصلا خوب نیست، پرسیدم حالت خوبه؟
ماتش زده بود!
چی شده؟
افسانه رجبی سال بالایی، پارسال فارغ التحصیل شده بود، یک ساعت قبل فوت شده!!!
یک لحظه غم های عالم اومد توی وجودم! انقدر حالم بد شد که از همونجا برگشتم!
بخش زنان رفتم که آبی به سر و صورتم بزنم؛ رزیدنت ارشد زنان با حالت سرگشتگی از اتاقش اومد بیرون بچه ها برای افسانه چه اتفاقی افتاده؟ عکس افسانه رو بهم نشون بدین، زد زیر گریه، می گفت این زندگی چقدر مزخرف شده، چقدر خوب بود، بعد از این همه سال تازه می خواست زندگی کنه، آرزو داشت، ای خداااا
نگاه میکردی همه ی پرستارهایی که افسانه رو می شناختن زدن زیر گریه!
غمی بزرگ همه ی ما رو فرا گرفته بود، به طوری که وقتی حرف از افسانه پیش می اومد کسی نمی تونست جلوی گریه اش رو نگه داره، به خصوص هم اتاقی ها و هم خوابگاهی های سابقش.
بیمارستان توی هر بخشی که میرفتی هر کی افسانه رو می شناخت ناراحت بود
همه از خوبی هاش می گفتن، ولی حیف…
سخته آدم خبر فوت دوست و همکارش رو بشنوه، ولی اون شب به یکی از دوستانش از همه ی مابیشتر سخت گذشت، یکی از همکلاسی های سابقش پزشک اورژانسی بود که افسانه رو به آنجا منتقل کردند؛ خیلی سخته آمبولانس مریض تصادفی بیاره و تو بری بالای سر مریض و ببینی که روی تخت دوست و هم کلاسی ۷ ساله ات غرق در خون دراز کشیده!!
دقیقا پارسال همین موقع ها بود قبل از جشن فارغ التحصیلی بچه های ورودی ۸۹ کریم از میان ما پرکشید و رفت و امسال دمِ مراسم فارغ التحصیلی ما خبر فوت یکی از بهترین دوستان و همکارانمون رو باید بشنویم

این چه تقدیری است برای کسیکه ۷ سال درس خونده و تازه قصد شروع زندگی خود را داره؟!
سال بعد کی از بین ما پر می کشه؟!
این حجم از اتفاقات ناراحت کننده غیرقابل تحمله!

پی نوشت: برای شادی روحش صلواتی بفرستید.

پیام تسلیت وزیر بهداشت

6 دیدگاه

  1. خیلی متاسفم.تسلیت میگم.روحشون قرین رحمت:((

  2. تسلیت میگم. روحش شاد.
    امیدوارم دفعه بعدی که به اینجا سر می‌زنم، از روزهای خوب و اتفاقات خوشحال‌کننده‌‌ ای که دارن بمبارونت می‌کنن بنویسی.

  3. نمیدونم چی میشه گفت… امیدوارم در ارامش باشه…

  4. چه میشه کرد
    آرامش براش میطلبم

دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نمی شود

*