روزنوشته های علیرضا سرگزی

فعلا دانشجوی پزشکی

تکرار روزانه مرگ و زندگی 

امروز برایش از آن روز ها بود

ظهر خوابید، نه اینکه ظهر نمی خوابد ولی امروز فرق می کرد، پشت میز بود،  لحظه ی بعد روی زمین، رو به سقف، خیره به پنکه نه حس خوابیدن داشت و نه حال بلند شدن، مغزش فکر می کرد، بدن خسته، رو به سقف مثل نوار قلب بیماری که ایست قلبی کرده است نوار ذهن خدآگاهش هم خطی صاف شد و رفت آن دنیا، چندی بعد دوباره به دنیا آمد، اما دیگر خسته نبود، بلند شد و به زندگی ادامه داد

یادش رفته بود، شکر کند که دوباره به دنیا أمده است!

تکرار روزانه مرگ و زندگی! 

تکرار تکرار تکرار ارزش نسبی دارد 

جایی خوب و جایی دیگر بد

ولی عادی شدن اتفاقات هیجان انگیز بد است، باید در این سرعت زندگی لحظه ای به ایستیم و فکر کنیم که زندگی هیجان انگیز است 

هر خوابی مرگ است و هر بیدار شدنی به دنیا آمدن ولی حیف که ما در این دنیای وانفسا برایمان این هیجان بزرگ، عادی می شود

هر نفس که می رود ممد حیات است

 و

 چون بر می آید مفرح ذات

2 دیدگاه

  1. بهترین وبسایتی که تاحالا دیدم.ازتون متشکرم

پاسخ دهید

ایمیل شما منتشر نمی شود

*