Rate this post

تا حالا شده برید برای خرید مثلا لباس؛ یه تصویری توی ذهنت از لباس مورد نظر داری، وارد اولین مغازه میشی، لباس ها با اون چیزی که توی ذهنت هست متفاوته، وارد مغازه ی بعدی میشی ییهو یه لباس پیدا می کنی با اینکه دقیقا مشابه ایده آل توی ذهنت نیست ولی دوسش داری، ییهو یه چیزی توی ذهنت میگه فرصت هست بذار یکم بگردم شاید بهترش پیدا شد، با این خیال از مغازه خارج میشی و شروع می کنی گشتن دنبال لباس مورد نظر یه ساعت دو ساعت جست و جو می کنی باز یه لباس میبینی که خوبه ولی میگی شاید بهتر ازین هم باشه ومی گردی و آخر دوباره برمی گردی همون جایی که اولین گزینه رو دیدی، ۲ اتفاق می تونه بیوفته، یک: اون لباس فروش رفته و تو حسرت می خوری و دو: اون لباس رو می خری و شاد و خرم برمی گردی و می گی انتخاب همون انتخاب اول.
به نظرم چنین اتفاقی توی زندگی ما میوفته به خصوص هنگام انتخاب شریک زندگی، یه تصویری توی ذهنت وجود داره، یه نفر رو میبینی یا بهت معرفی می کنن که شاید همه ی معیارهای تو و خانواده رو نداشته باشه ولی بیشترشون رو داره و احساست خوبه، ولی یه چیزی توی ذهنت میاد میگه فرصت هست شاید بهتر از این رو پیدا کنی و با این کار فرصت های حال رو به امید آینده از دست میدی، یه جایی جمله ای خونده بودم که در حال حاضر نام نویسنده رو به خاطر ندارم اصلا یه مشکل دارم که نام نویسنده ها توی ذهنم نمی مونه، خلاصه این جمله میگه شیطان برای فریب انسان ها وقتی که قصد توبه دارند توی دلشون میندازه که هنوز وقت برای توبه هست عجله نکن و با این امید که وقت هست ادم ها رو وسوسه می کنه.